gavel
دفتر اسناد رسمی شماره : 136 - شهر دالکی
verified سامانه اطلاع‌رسانی و خدمات حقوقی اسناد رسمی

دفتر 136 اسناد رسمی استان بوشهر

مرجع آگاهی و اطلاع‌رسانی در حوزه اسناد رسمی و امور ثبتی؛ مطالب کاربردی، نکات حقوقی و آخرین اطلاعات موردنیاز شما.

اصول کاری ما:اعتمادسازی
security امنیت و اعتبار اسنادverified تنظیم رسمی و قانونیschedule پاسخگویی منظم
expand_more
gavel

آخرین اسناد و مقالات حقوقی

جدیدترین مطالب، بخشنامه‌ها و راهنمای حقوقی دفتر اسناد رسمی

مالیات نقل و انتقال اسناد صلح عمریevent1404/8/23

مالیات نقل و انتقال اسناد صلح عمری

بسیار پیش امده که مالکین به دلایل و انگیزه‌های متفاوت تمایل دارند ملک خود را به غیر منتقل کنند و لیکن بنا به هر دلیلی مایل نیستند که ارتباطشان با مال مورد انتقال به طور کلی قطع گردد.

شارع و قانون‌گذار برای این امر چاره اندیشیده یک گونه از اسنادی که در این زمینه در دفتر اسناد رسمی تنظیم می‌شود و بسیار کاربردی و کارآمد است سند صلح عمری است. در این عقد با وجود انتقال مالکیت به متصالح همچنان مصالح حق استفاده و انتفاع از مال مورد صلح را مادامی که در قید حیات است؛ دارد!

حق مصالح حتی با انتقال مال به غیر ، از سوی متصالح اسقاط نمی‌گردد و همچنان حق مصالح به قوت خود باقی است. صلح عمری از اقسام عقد صلح می‌باشد که شریعت اسلام بر آن صحه گذاشته است.

قصد نگارنده از این مطلب، بحث مالیات نقل و انتقال قرارداد صلح عمری و زمان تعلق مالیات و نحوه و میزان پرداخت آن است که در ادامه مورد بحث و رسیدگی قرار خواهد گرفت.

 

تعریف صلح عمری:

صلح عمری عقدی است که مصالح (مالک مورد صلح و شخص صلح کننده) مال معینی را به شخص متصالح صلح می‌نماید که عمدتا به دو صورت با خیار حق فسخ و بدون خیار حق فسخ می‌باشد.

الف: صلح عمری با خیار حق فسخ:

  •  مصالح هر زمان که اراده نماید می‌تواند مورد صلح را فسخ نماید و اراده یک طرفه مصالح برای فسخ کافی می‌باشد.

ب؛ صلح عمری بدون خیار حق فسخ:

  • با توجه به مندرجات سند رسمی عقد صرفا “با اراده طرفین مصالح و متصالح اقاله و فسخ می‌گرددو بدون توافق امکان فسخ سند نیست .

مصالح سند صلح عمری حق انتفاع و استفاده از منافع مورد صلح را تا زمان معینی (مثلا تا زمان حیات خود و یا پنجاه سال  برای خود محفوظ داشته و پس از پایان زمان، متصالح به تبع عین مالک منافع می‌گردد. البته پیرامون مسائل حقوقی عقد صلح عمری مطالب بسیاری می‌باشد که هدف صحبت ما در این موضوع نبوده و بیشتر به مبحث اصلی این نوشتار یعنی نحوه محاسبه و میزان مالیات متعلقه می‌پردازیم.

قوانین و مستندات پیرامون مالیات و نحوه محاسبه آن در قرارداد صلح عمری

الف) مطابق ماده ۶۳ قانون مالیات‌های مستقیم

«نقل و انتقال قطعی املاکی که به صورتی غیر از عقد بیع انجام می‌شود به استثنای نقل و انتقال بلاعوض که طبق مقررات ‌مربوط مشمول مالیات است، مشمول مالیات نقل و انتقال قطعی ‌املاک برابر مقررات این فصل خواهد بود و چنانچه عوضین‌، هر دو ملک باشند هریک از متعاملین به ترتیب فوق مالیات نقل و انتقال ‌قطعی مربوط به ملک واگذاری خود را پرداخت خواهند نمود.»

قانون‌گذار در این ماده قانونی از نقل و انتقال قطعی املاکی به غیر از عقد بیع سخن به میان آورده است و سازمان امور مالیاتی به منظور تبیین و روشن نمودن هر چه بهتر مفهوم آن برای ادارات تابعه اقدام به صدور بخشنامه‌ای به شماره ۱۳۵۳۰ مورخ ۱۳۸۴/۰۷/۲۷ نمود. طبق این بخشنامه «منظور از نقل و انتقال قطعی املاک به صورتی غیر از عقد بیع، عقودی از قبیل صلح، هبه و معاوضه می‌باشند.

چنانچه صلح و هبه بصورت معوض باشد، انتقال دهنده ملک برابر ماده ۵۹ مشمول مالیات خواهد بود و اگر بلاعوض باشد، انتقال گیرنده مشمول مالیات بر درآمد اتفاقی طبق مقررات فصل ششم-باب سوم قانون مالیات‌های مستقیم شناخته می‌شود. یادآوری می‌نماید که قید مال الصلح تقریباً بی‌ارزش (مانند یک سیر نبات یا یک سیر نمک که بنا به شیوه‌های مرسوم به منظور تکمیل ارکان معامله در اسناد قید می‌شود) در اسناد به منزله پرداخت عوض نبوده و اینگونه عقود به عنوان بلاعوض تلقی خواهند شد.»

ب) مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ و ۱۳۱ قانون مالیات‌های مستقیم

همانطور که گفته شد مطابق ماده ۶۳ قانون مالیات‌های مستقیم و بخشنامه اخیر، قانون‌گذار تأکید نموده که نقل و انتقال املاک که به صورتی غیر از عقد بیع انجام می‌شود به استثنای نقل و انتقال بلاعوض که طبق مقررات ‌مربوط، مشمول مالیات است و قید مال الصلح تقریبا بی ارزش (مانند یک سیر نبات موهوب تهاتر شده بعد العقد یا یک سیر نمک که بنا به شیوه‌های مرسوم به منظور تکمیل ارکان معامله در اسناد قید می‌شود) در اسناد به منزله پرداخت عوض نبوده و این گونه عقود به عنوان بلاعوض تلقی خواهند شد که به همین دلیل باید به فصل ششم-باب سوم قانون مالیات‌های مستقیم رجوع نموده تا به نحوه‌ی تشخیص و وصول مالیات در اسناد صلح عمری بپردازیم.

این مواد عبارت اند از:

  1. ماده ۱۱۹ : درآمد نقدی و یا غیر نقدی که شخص حقیقی یا حقوقی به صورت بلاعوض، یا از طریق معاملات محاباتی، یا به ‌عنوان جایزه و یا هر عنوان دیگر از این قبیل تحصیل می‌نماید مشمول ‌مالیات اتفاقی به نرخ مقرر در ماده (۱۳۱ ) این قانون خواهد بود.

  2. ماده ۱۳۱ : نرخ مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی به استثنای مواردی که طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه‌ای باشد؛ به شرح زیر است:

۱- تا میزان پانصد میلیون (۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ پانزده درصد (۱۵%)

۲- نسبت به مازاد پانصد میلیون (۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال تا میزان یک میلیارد (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ بیست درصد (۲۰%)

۳- نسبت به مازاد یک میلیارد (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ بیست و پنج درصد (۲۵%)

قانون‌گذار در خصوص اینکه مالیات بر درآمدِ اتفاقی تا چه حد باشد اقدام به تبیین نموده و در ماده ۱۲۰ تکلیف آن را مشخص نموده است. طبق این ماده «درآمد مشمول مالیات موضوع این فصل عبارت ‌است از صد درصد درآمد حاصله و در صورتی که غیرنقدی باشد، به ‌بهای روز تحقق درآمد طبق مقررات این قانون تقویم می‌شود مگر در مورد املاکی که در اجرای مفاد ماده (۶۴) این قانون برای آنها ارزش ‌معاملاتی تعیین شده است که در این صورت ارزش معاملاتی مأخذ محاسبه مالیات قرار خواهد گرفت‌.

تبصره ـ در مورد صلح معوض و هبه معوض به استثنای ‌مواردی که مشمول ماده (۶۳) این قانون می‌باشد درآمد مشمول ‌مالیات موضوع این فصل عبارت خواهد بود از مابه‌التفاوت ارزش ‌عوضین که براساس مقررات این ماده تعیین می‌شود نسبت به طرف ‌معامله‌ای که از آن منتفع شده است‌.»

نکته مهم ماده ۱۲۰ این موضوع می باشد که در مواردی که صلح معوض باشد ، درآمد مشمول ‌مالیات موضوع این فصل عبارت خواهد بود از ما به التفاوت ارزش عوضین نسبت به طرف معامله ای که از آن منتفع شده است لذا متصالحین باید به این نکته توجه کنند که اگر صلح معوض می باشد ، ثمن یا معوض خود را در برابر مورد صلح اعلام نمایند که اگر برابری نمود فقط مشمول مالیات نقل و انتقال شده و مالیات بر در آمد اتفاقی بر آن مترتب نمی باشد و در صورتی که عوضین برابری ننمود ، فقط نسبت به ما به التفاوت ارزش عوضین نسبت به طرف معامله ای که از آن منتفع شده است مشمول مالیات بر در آمد اتفاقی می شود.

در ادامه مطلب بخوانید:زمان تعلق مالیات بر صلح خیاری و صلح عمری و نتیجه گیری و...

 

مطالعه کامل سند arrow_back
حق طلاقevent1404/8/23

حق طلاق

حق طلاق، برخلاف تصور رایج، یک ابزار قانونی است که هدف اصلی آن ایجاد تعادل در حقوق زوجین و فراهم کردن زمینه‌ای برای استفاده از حقوق انسانی زن در شرایط ضروری است. این که زنی بخواهد وکالت طلاق را داشته باشد، لزوماً به معنای قصد جدایی یا بی‌ارزش شمردن بنیان خانواده نیست، بلکه به معنای تأمین یک پشتوانه حقوقی برای حفاظت از خود در شرایط بحرانی زندگی است.

وکالت طلاق را می‌توان به نوعی مانند بیمه یا یک ابزار امنیتی در نظر گرفت. همان‌طور که داشتن بیمه به این معنا نیست که حتماً قرار است حادثه‌ای رخ دهد، داشتن وکالت طلاق نیز به این معنا نیست که زن حتماً قصد جدایی دارد. بلکه این وکالت به زن این امکان را می‌دهد که در صورت مواجهه با مشکلاتی جدی، مثل سوءرفتار، عدم مسئولیت‌پذیری مرد، یا شرایطی که ادامه زندگی مشترک را غیرممکن می‌کند، بتواند با اختیاراتی برابر، برای حفظ کرامت و امنیت خود اقدام کند.

نگاهی مثبت به وکالت طلاق

در جامعه‌ای که همچنان برخی ساختارهای قانونی و عرفی ممکن است برای زنان محدودیت‌هایی ایجاد کند، وکالت طلاق می‌تواند نوعی حق انتخاب و قدرت تصمیم‌گیری باشد. این حق نه تنها باعث تضعیف خانواده نمی‌شود، بلکه می‌تواند احساس امنیت روانی بیشتری را در زن ایجاد کند. زنی که می‌داند در مواقع بحرانی، توانایی تصمیم‌گیری و اقدام برای حفاظت از خود را دارد، با اعتماد بیشتری وارد زندگی مشترک می‌شود.

طلاق یکی از مهم‌ترین موضوعات حقوقی در زندگی مشترک است که در شرایط خاص می‌تواند پایان‌دهنده یک زندگی زناشویی باشد. در ایران، قوانین مربوط به طلاق تحت تأثیر مبانی شرعی و عرفی تنظیم شده‌اند و برای هر یک از زوجین حقوق و تکالیفی تعیین شده است. در این مقاله تلاش می‌کنیم تا تمام جنبه‌های حق طلاق، از جمله حق طلاق مرد و دیگر موضوعات مرتبط را بررسی کنیم.

در ایران، به طور پیش‌فرض حق طلاق در اختیار مرد است، اما زن نیز می‌تواند تحت شرایط خاصی این حق را به دست آورد. وقتی گفته می‌شود زنی “حق طلاق دارد”، معمولاً به یکی از موارد زیر اشاره می‌شود:

۱. وکالت در طلاق

مرد می‌تواند به زن خود وکالت بدهد تا از جانب او برای طلاق اقدام کند. این وکالت معمولاً به صورت رسمی و از طریق دفترخانه‌های اسناد رسمی تنظیم می‌شود و در آن شرایط و محدوده وکالت مشخص می‌شود.

به عنوان مثال، مرد می‌تواند به زن اجازه دهد که در هر زمان و با هر دلیلی برای طلاق اقدام کند. این وکالت به این معناست که زن به‌طور مستقل می‌تواند مراحل قانونی طلاق را پیگیری کند.

۲. شرط ضمن عقد

هنگام عقد نکاح، می‌توان شروطی را در سند ازدواج ثبت کرد. یکی از این شروط، این است که مرد به زن وکالت در طلاق بدهد. اگر این شرط در سند ازدواج ثبت شود، زن می‌تواند در صورت نیاز به دادگاه مراجعه کرده و بدون نیاز به موافقت همسرش طلاق بگیرد.البته متاسفانه این شرط عملا در مراجع قضایی به جهت متعدد قابل استفاده نیست لذا توصیه میشود به صورت محضری در دفتر اسناد رسمی ثبت شود.

۳. شرایط خاص در قانون

قانون مدنی ایران مواردی را پیش‌بینی کرده که در آن‌ها زن می‌تواند بدون داشتن وکالت از شوهر، برای طلاق اقدام کند. که اصطلاحا به ان موارد عسر و حرج گفته میشود به این معنی که ادامه زندگی مشترک برای زن به شدت دشوار یا غیرممکن شود.

 طلاق چیست و چگونه انجام می‌شود؟

طلاق به معنای پایان قانونی یک رابطه زناشویی است که از طریق اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفاتر رسمی انجام می‌شود. در ایران، طلاق دو نوع طلاق وجود دارد که عمدتا طلاق به این دو صورت انجام می‌شود:


۱. طلاق رجعی: مرد در مدت عده (سه ماه) می‌تواند به زن رجوع کند و ازدواج بدون عقد مجدد ادامه پیدا کند.

۲. طلاق بائن: مرد حق رجوع ندارد و طلاق قطعی است (مانند طلاق زن یائسه یا طلاق خلع).

  حق طلاق با کیست ؟

در نظام حقوقی ایران، حق طلاق به‌صورت پیش‌فرض در اختیار مرد است. ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی تصریح می‌کند:
( مرد می‌تواند با رعایت شرایط قانونی، هر زمان که بخواهد همسر خود را طلاق دهد).
همانطور که گفته شد اصطلاح حق طلاق برای زن به لحاظ حقوقی اصطلاحی صحیح حقوقی نمی‌باشد. در حقیقت آن چه تحت عنوان یکی از حق طلاق مطرح می‌شود اعطای وکالت در طلاق از جانب زوج به زوجه است.

بررسی حق طلاق در ایران

یکی از پرتکرارترین و چالش برانگیزترین مسائل حقوق خانواده بحث حق طلاق در قانون می‌باشد. در این خصوص لازم و ضروری است در قدم ابتدایی توجه داشته باشیم که اصطلاح حق طلاق زن اصطلاحی است که به لحاظ حقوقی کاملا” نادرست است. در واقع آنچه به لحاظ حقوقی صحیح می‌باشد، اعطای وکالت از جانب زوج به زوجه است.

وکالت طلاق که در میان عموم مردم و عرف جامعه تحت عنوان اصطلاح اشتباه حق طلاق زن، مورد استفاده قرار می‌گیرد یکی از مهم‌ترین چالش‌های بانوان است و اعطای آن از جانب زوج به زوجه می‌تواند جبران بسیاری از حقوق نقض شده بانوان باشد.

حق طلاق برای مرد

مطابق با قانون مدنی، طلاق حق مرد است و زوجه تنها تحت شرایط خاصی مانند اثبات عسر و حرج خود در دادگاه، اعتیاد شوهر یا عدم پرداخت نفقه به زوجه که موارد آن به تفصیل در قانون حمایت خانواده بیان شده است، از حق طلاق برخوردار است.

شرایط و محدودیت‌ها

مرد برای طلاق دادن زن، باید حقوق مالی او مانند مهریه، نفقه، اجرت‌المثل و سایر حقوق مالی را پرداخت کند.
مراجعه به دادگاه و دریافت گواهی عدم امکان سازش الزامی است.
طلاق بدون دلیل موجه از سوی مرد ممکن است با مخالفت دادگاه مواجه شود، خصوصاً اگر زن حقوق مالی خود را مطالبه کند.

مطابق با قانون با اعطای وکالت در طلاق از جانب زوج به زوجه، حق طلاق مرد ساقط نمی‌شود و زوجه تنها به عنوان وکیل زوج در طلاق می‌تواند برای طرح دعوای طلاق اقدام کند. تنظیم وکالتنامه طلاق نیازمند رعایت تشریفات خاص و دقت نظر به مسائل لازم و ضروری است که در این نوشتار سایت اسناد رسمی 136 استان بوشهر  قصد داریم تا شما را با مقررات قانونی ناظر بر وکالت در طلاق و نحوه تنظیم وکالتنامه طلاق و نکات مهم قانونی بیشتر آشنا کنیم.

مطالعه کامل سند arrow_back