حضانت فرزند یکی از مهمترین مسائل حقوقی و خانوادگی است که پس از جدایی والدین مطرح میشود در این مقاله، به بررسی جامع قوانین و مقررات مربوط به شرایط گرفتن حضانت فرزند توسط مادر میپردازیم تا درک بهتری از حقوق و وظایف والدین در این زمینه داشته باشیم.
تعریف حضانت: حضانت در لغت به معنای آغوش گرفتن و در اصظلاح به معنای نگهداری، مراقبت و تربیت فرزند است. طبق قانون، حضانت هم حق والدین است و هم تکلیف آنها در قبال فرزندانشان. این مفهوم با ولایت متفاوت است؛ ولایت به معنای سرپرستی قانونی و تصمیمگیری در امور مالی و حقوقی فرزند است که معمولاً به پدر یا جد پدری تعلق دارد.
قوانین حضانت فرزند در ایران
حضانت تا ۷ سالگی: طبق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی، حضانت فرزندان تا سن ۷ سالگی با مادر است. این قانون برای هر دو جنس (دختر و پسر) یکسان اعمال میشود.
حضانت پس از ۷ سالگی: پس از ۷ سالگی تا زمان بلوغ، حضانت به پدر منتقل میشود. سن بلوغ برای دختران ۹ سال قمری و برای پسران ۱۵ سال قمری است.
حضانت پس از بلوغ: پس از رسیدن به سن بلوغ، فرزند میتواند خود تصمیم بگیرد که با کدام یک از والدین زندگی کند.
اختلاف در حضانت: اگر بعد از ۷ سالگی بین والدین در مورد حضانت اختلاف پیش آید، دادگاه با در نظر گرفتن مصلحت کودک تصمیمگیری میکند.
حضانت در صورت فوت یکی از والدین: در صورت فوت یکی از والدین، حضانت به طور خودکار به والد دیگر منتقل میشود. چرا که مهمترین موضوع مصلحت فرزند و طفل است و بهترین شخص برای ایشان والد دیگر است و اگر پدرفوت کند فرزند جهت نگهداری به بستگانی همچون عمو و مادربزرگ سپرده نمیشود . و با توجه به جنبه های عاطفی و تربیتی و وابستگی روانی فرزند و مادر ،سلب حضانت از مادر واعطای حضانت به عمو و سایر بستگان ( نه پدر ) نیازمند در معرض خطر بودن سلامت جسمانی و تربیتی فرزند به نحو بسیار فاحش و واضح می باشد.
شرایط سلب حضانت
در برخی موارد، دادگاه میتواند حق حضانت را از والدین سلب کند. این موارد عبارتند از:
اعتیاد به مواد مخدر، الکل یا قمار
بیماری روانی (با تأیید پزشکی قانونی)
سوء استفاده از کودک یا وادار کردن او به اعمال خلاف اخلاق
خشونت فیزیکی بیش از حد متعارف
عدم توانایی در نگهداری و تربیت صحیح فرزند
حضانت در طلاق توافقی: در طلاق توافقی، والدین میتوانند در مورد حضانت فرزندان زیر سن بلوغ با یکدیگر توافق کنند. این توافق باید شامل نحوه ملاقات فرزند و میزان نفقه نیز باشد. البته دادگاه باید این توافق را تأیید کند تا اطمینان حاصل شود که به نفع کودک است.
حق ملاقات فرزند
والدی که حضانت فرزند را ندارد، حق ملاقات با او را دارد. زمان و مکان ملاقات معمولاً با توافق والدین تعیین میشود، اما اگر به توافق نرسند، دادگاه در این مورد تصمیمگیری خواهد کرد.
نفقه فرزند
نفقه به معنای تأمین هزینههای زندگی فرزند است. معمولاً پرداخت نفقه بر عهده پدر است، حتی اگر حضانت با مادر باشد. نفقه شامل هزینههای خوراک، پوشاک، مسکن، تحصیل و درمان میشود. در صورت فوت پدر یا عدم توانایی او در پرداخت نفقه، این مسئولیت به ترتیب بر عهده جد پدری و سپس مادر خواهد بود.
در ادامه مطلب بخوانید:نکات مهم در مورد حضانت فرزند و شرایط گرفتن حضانت فرزند توسط مادر ، نتیجهگیری و نکته نهایی سوالات متداول و...
زمانی که بین دو طرف یک تعهد وجود دارد، معمولاً مدیون (شخصی که باید تعهد را انجام دهد) ناچار به انجام آن تعهد است، مگر آنکه طلبکار (دائن) از اجرای آن تعهد که به نفع اوست، صرف نظر کند. قاعده ابراء به این موضوع اشاره دارد که طلبکار از حق خود چشم پوشی کند . در این مقاله از دفتر اسناد رسمی 136 استان بوشهر، به موضوع ابراء چیست میپردازیم.
ابراء چیست ؟
ابراء نوعی ایقاع است و به صورت رایگان صورت میگیرد، به این معنی که طلبکار به طور اختیاری از حق خود صرف نظر میکند. این عمل به منظور اجتناب از ادامه رسیدگی به موضوع، حل و فصل سریعتر اختلافات، حفظ روابط اجتماعی یا به دلایل دیگر ممکن است صورت گیرد.
در کتب فقهی، ابراء به صورت جداگانه و مستقل بررسی نشده است. بلکه در بابهای دیگری نظیر هبه، کفالت، حواله، ضمان و نکاح در بحث تفاوت ابراء با سایر معاملات مورد بحث قرار میگیرد. فقها ابراء را لازم میدانند، به این معنی که صاحب حق حقی که در ذمه مدیون است را صرف نظر کند، و استفاده از خیار در این مورد (حتی خیار شرط) مجاز نیست.
ماهیت ابراء
ماهیت ابراء در فقه و حقوق مورد بحث است و نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد. دو مسأله مهم درباره ماهیت ابراء بحث میشود:
۱. ماهیت ابراء چیست ؟ اسقاط است یا تملیک؟
برخی از فقها ابراء را اسقاط میدانند، به این معنی که ابراء باعث سقوط حق و تعهدات است و حقوق مالی و غیرمالی مربوطه، منتفی میشود. در این نظریه، رضایت و قبول طرف مقابل در تحقق ابراء نقشی ندارد.
۲. ابراء عقد است یا ایقاع؟
بحث دوم درباره این است که آیا ابراء به عنوان یک عقد محسوب میشود یا نوعی ایقاع است. برخی از فقها ابراء را به عنوان ایقاع تعریف میکنند، به این معنی که ابراء یک صیغه شرعی یکطرفه است و تنها با اراده صاحب حق میتواند تحقق یابد و نیازی به قبول و ایجاب طرف مقابل ندارد. در مقابل، برخی دیگر از فقها ابراء را به عنوان یک عقد تعریف میکنند، به این معنی که برای تحقق ابراء نیازمند قبول و ایجاب هر دو طرف است. در این نظریه، نتیجه ابراء تملیک دین است، به این معنی که صاحب حق، حق خود را از مالکیت خود خارج کرده و به ملکیت مدیون درآورده است، و قبول مدیون در تحقق ابراء ضروری است.
ابراء در حقوق
ابراء در حقوق مدنی به معنی چشمپوشی طلبکار از طلب خود نسبت به شخص یا اشخاص دیگر است. به عبارت دیگر، طلبکار از حق خود صرف نظر میکند و از ادعا یا درخواست خود عقب مینشیند. این اقدام میتواند به عنوان یک نوع اسقاط تعهدات در نظر گرفته شود، به این معنی که طلبی که بر ذمه شخص قرار دارد، لغو میشود و هیچگونه تعویضی در برابر آن وجود ندارد.
انواع ابراء
ابراء بر اساس موضوع خود به دو نوع ابراء خاص و ابراء عام تقسیم میشود:
ابراء خاص
در این نوع ابراء، موضوعی که ابراء درباره آن انجام میشود، دین یا حق معین یا حقوق ویژهای است. به عنوان مثال، طرفی که در بدهی است، میتواند از طریق ابراء خاص از دین معین خود درباره طرف مقابل صرف نظر کند یا حقوق خاصی مانند استفاده از یک مال یا اشتغال به یک عمل به صورت معین را ساقط کند.
ابراء عام
در این نوع ابراء، دائن به مدیون اعلام میکند که از هر دین یا حقوقی که نسبت به مدیون دارد، بری میکند. به عبارت دیگر، دائن اعلام میکند که تمام حقوق خود را نسبت به همه اموال منقول و غیرمنقول مدیون ساقط میکند.
ارکان ابراء
ابراء دارای چهار رکن است که در زیر به طور جداگانه بررسی میکنیم:
۱. ابراءکننده، صاحب حق یا دائن
این فرد صاحب حقوق دینی است که به اختیار خود از آنها صرف نظر میکند. برای انجام ابراء، دائن باید اهلیت قانونی برای این عمل را داشته باشد.
۲. ابراءشونده یا مدیون
این فرد مدیون است که از سوی دائن ابراء میشود. مشخص بودن مدیون برای صحت ابراء ضروری است و اگر تردیدی درباره هویت مدیون وجود داشته باشد، ابراء باطل خواهد بود.
۳. دین یا حق مورد ابراء
ابراء میتواند از یک دین معین صورت بگیرد که موجود و مشخص باشد، بگونهای که دین بر ذمه مدیون قرار گیرد، به طور مؤقت یا آینده. اما ابراء از دینی که ناشناخته باشد، باطل خواهد بود و هیچ کس نمیتواند از دیونی که در آینده نسبت به او پیدا خواهند کرد، ابراء کند.
۴. صیغه یا لفظ ابراء
ابراء با هرگونه لفظ یا عملی که نشانگر آن باشد، صحیح است. درباره تعلیق ابراء به شرط، نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی از حقوقدانان اعتقاد دارند که ابراء معلق صحیح است، در حالی که برخی دیگر این موضوع را نپذیرفتهاند. به عنوان مثال، میتوان فرض کرد که یک دائن که موجر است، به مستاجر بگوید که اگر تا مهلت مشخصی که تعیین شده تخلیه کنی، مبلغ اجاره ماه گذشته را به تو می بخشم.
قانون ابراء
ماده ۲۸۹ قانون مدنی بیان میکند: «ابراء عبارت است از اینکه دائن از حق خود، به اختیار صرف نظر کند.
مطابق این قانون، ابراء عملی است که توسط دائن یا طلبکار به اختیار انجام میشود و مدیون در آن نقشی ندارد. به عبارت دیگر، ابراء یک نوع ایقاع است که توسط یک طرف از قرارداد صورت میگیرد و برخلاف عقد، نیازی به رضایت دو طرف ندارد.
برای تحقق ابراء، لازم است که قبلاً یک دین یا حق معین بین دائن و مدیون وجود داشته باشد. این بدان معناست که ابراء به معنای انصراف از یک دین یا حق قبلی است و پس از ابراء، آن دین به طور حقوقی به وجود نمیآید.
امنیت حقوقی زیباترین هدیهای است که میتوان به بشر سرگردان امروز هدیه داد. بیدلیل که نیست قانونگذار برای ترغیب اشخاص جهت تنظیم اسناد به صورت رسمی در سال ۱۲۹۰ یعنی ۱۱۰ سال پیش، با تصویب قانون ثبت اسناد در مجلس شورای ملی جهت حل چالش تزلزل در مالکیت اموال منقول و غیرمنقول و قراردادها و معاملات تنظیم اسناد رسمی اقدام نمود.
در این قانون، مقرر شد که ثبت اسناد عادی مردم اختیاری باشد چرا که دولت تجهیزات و آمادگی کامل برای ثبت اسناد را نداشته و دفاتر اسناد رسمی در سراسر کشور، با این پراکندگی و گستردگی وجود نداشتند و عملاً الزام مردم جهت ثبت رسمی اسناد غیر ممکن بود. ضمن اینکه عموم جامعه به این سطح از آگاهی نرسیده بودند و از مزایای سند رسمی اطلاعی نداشتند. البته مقرر شد با ارائه مشوقهایی، مردم تشویق شوند که اسناد عادی خود را نزد مامورین دولت در ادارات ثبت برده و ثبت نمایند و به رسمیت برسانند تا از مزایای سند رسمی برخوردار شوند.
مزایایی مانند ثبت و ضبط محتویات و مندرجات اسناد که از زوال، نابودی، فراموشی، دستبرد، دستکاری، انکار، تردید سند جلوگیری شود. همچنین قابلیت استناد در نزد محاکم به سند رسمی جهت اثبات دعوی یا دفاع از دعاوی مطروحه در قانون مزبور برای اسناد رسمی منظور شد تا مردم تشویق شوند که اسناد عادی خود را از طریق ثبت آن نزد مأمورین دولت به سند رسمی تبدیل کنند.
قانون ثبت اسناد و املاک:
بیست سال بعد با اصلاح قانون مزبور و تصویب قانون ثبت اسناد و املاک در اسفند سال ۱۳۱۰ در ماده ۴۸ قانونگذار پیشبینی نمود اسناد عادی باید به ثبت رسمی رسند، در غیر این صورت نزد هیچیک از مراجع دولتی و قضایی و ادارات تحت هیچ عنوان پذیرفته نخواهد شد. اما متأسفانه در طول نود سال گذشته به این تهدید و اتمام حجت قانونی توسط ادارات دولتی و مراجع قضایی توجهی نشد و حتی بعدها قوانین و مقرراتی بر خلاف ماده ۴۸ قانون ثبت اسناد به تصویب رسید و به اسناد عادی بها داده شد. به همین دلیل است که در قرن ۲۱ نیز مانند قرون گذشته با چالش تزلزل در مالکیت املاک و معاملات اشخاص ناشی از اسناد عادی روبرو هستیم و این مسئله هنوز در کشور ما حل نشده است؛ چالشی که بنیانسوز و پرهزینه میباشد.
ثبت اسناد در نزد دفاتر اسناد رسمی مانع از تزلزل در مالکیت اشخاص، تنظیم و تثبیت روابط حقوقی ایشان و بهداشت حقوقی جامعه میشود. نتایج اقتصادی، اجتماعی، قضایی و امنیتی آن از نظر حقوق و منافع و مصالح عمومی و اجتماعی و حتی روانی بسیار قابل تأمل و توجه است. بسیاری از قراردادها اعم از خرید و فروش املاک و اموال منقول و غیرمنقول، اجاره، مشارکت در کسب و کار و یا ساخت و ساز و پیش فروش آپارتمان باید به موجب سند رسمی تنظیم شود ولیکن متأسفانه بسیاری از این قراردادها به صورت عادی و حتی گاهی شفاهی منعقد میشود.
البته خوشبختانه رسمی کردن بسیاری از اسناد اجباری است که به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
بیتوجهی به رسمی نمودن این اسناد به قیمت غیر قابل استناد بودن و حتی بطلان سند عادی تنظیمی تمام میشود. علاوه بر اینکه مناسب است مردم برای اطمینان و امنیت بیشتر، معاملات و قراردادهای خود را در دفاتر اسناد رسمی ثبت و از مزایای سند رسمی و حمایت حاکمیت از آن برخوردار شوند. سردفتر اسناد رسمی حق استنکاف از ثبت آنها را ندارد، مگر اینکه مفاد معامله یا قرارداد مخالف قواعد آمره، نظم عمومی یا اخلاق حسنه باشد.
در ادامه مطلب بخوانید:ثبت سند چه مزایایی دارد؟ و...
تفاوت بنچاق با سند وجود دارد. در گذشته، بنچاقها به عنوان سندی قدیمی و غیر رسمی برای ثبت مالکیت ملک استفاده میشدند. در واقع، بنچاقها معمولاً توسط افرادی که به عنوان معتمدین محلی شناخته میشدند یا حتی توسط ریش سفیدان (اشخاصی که به دلایل مذهبی مورد احترام قرار میگرفتند) نوشته و امضا میشدند. با تصویب قوانین و تأسیس دفتر اسناد رسمی 136 استان بوشهر، سند تک برگی به عنوان سند رسمی برای ثبت مالکیت ملک به کار گرفته شد. این سند دارای اعتبار قانونی و رسمیت است و توسط ادارات ثبت املاک و دفاترخانهها تنظیم و تایید میشود. بنابراین، بنچاق یک سند قدیمی است و اعتبار گذشته خود را از دست داده است. امروزه، سند تک برگی به عنوان سند رسمی و قانونی برای ثبت مالکیت ملک مورد استفاده قرار میگیرد. در این مقاله به اینکهبنچاق چیست و تفاوت آن با سند رسمی ملک میپردازیم.
سند چیست؟
سند به عنوان مدرکی قانونی و رسمی برای ثبت و اثبات مالکیت بر یک ملک به کار میرود. سند توسط دفاتر ثبت اسناد رسمی، معتبر و محکم تنظیم میشود. این سند، مشخصات مالکیت، مشخصات ملک وَپلاک ثبتی و سایر اطلاعات مربوط به آن را شامل میشود. مزیت اصلی سند این است که قابلیت اثبات مالکیت را دارد و در صورت بروز اختلافات و ادعاهای مختلف، میتواند به عنوان مدرک قابل قبول در دادگاهها استفاده شود. این به این معنی است که در صورتی که شخصی دارای سند مالکیت باشد، میتواند ادعای خود را به راحتی ثابت کرده و در صورت نیاز، حقوق خود را در دادگاه دفاع کند. بنابراین، داشتن سند دفترچه مالکیت به عنوان مدرک رسمی و محکم، توصیه میشود تا بتوانید به راحتی مالکیت خود را ثابت کرده و از حقوق خود بهرهمند شوید.
بنچاق چیست؟
بنچاق در گذشته به عنوان یک سند غیر رسمی برای ثبت و اثبات مالکیت استفاده میشد. این سند از طریق نوشتن و امضای دو طرف (مثلاً معتمدین محلی یا ریش سفیدان) تهیه میشد و در آن اطلاعات مربوط به مالکیت و تبادل ملک بین فروشنده و خریدار ثبت میشد. به عبارت دیگر، بنچاق به عنوان یک سند قدیمی و غیررسمی، نمیتوانست به تنهایی مالکیت را به طور کامل و قانونی ثابت کند. با تأسیس و راهاندازی دفاتر ثبت اسناد رسمی، سند تک برگی به عنوان سند رسمی و قانونی برای ثبت و اثبات مالکیت بر ملک به کار گرفته شد. سند تک برگی توسط دفاترخانهها تنظیم و تایید میشود و این سند دارای اعتبار قانونی و محکمی است.
امروزه، بنچاق در برخی مناطق هنوز استفاده میشود، اما به صورت متفاوتی نسبت به گذشته است. به عنوان مثال، بنچاق ممکن است به عنوان یک برگه استفاده شود که در آن اطلاعات مربوط به زمین و طرفین معامله (فروشنده و خریدار) ثبت میشود. یکی از تفاوت بنچاق با سند این است که برای اثبات مالکیت به طور کامل، هنوز نیاز به داشتن سند تک برگ و رسمی و تنظیم شده توسط دفترخانه میباشد. بدون داشتن سند تک برگ، بنچاق به تنهایی قابل قبول برای اثبات مالکیت نیست.
فرق بنچاق و مبایعه نامه
بنچاق و مبایعه نامه دارای تفاوتهایی هستند. مبایعه نامه یک نوع سند عادی است که در قانون مدنی استفاده میشود و برای تنظیم قراردادهای خرید و فروش و بیع و وفاق استفاده میشود. در مبایعه نامه، طرفین قرارداد جزئیات قرارداد خود را از جمله مشخصات طرفین، مورد معامله و قیمت آن درج میکنند. بنچاق در معنای امروزی، به عنوان رونوشتی از سند رسمی استفاده میشود که توسط دفاتر اسناد رسمی به افراد داده میشود. این رونوشت معمولاً شامل خلاصه اطلاعات سند تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی است. تفاوت بنچاق و مبایعه نامه عبارتند از:
۱. روش تنظیم
مبایعه نامه توسط طرفین قرارداد تنظیم میشود، در حالی که بنچاق توسط مامور صلاحیتدار و در دفاتر اسناد رسمی تنظیم میشود.
۲. اعتبار قانونی
مبایعه نامه به عنوان یک سند عادی، اعتبار قانونی دارد و ادعای تردید و انکار درباره آن مسموع است. اما بنچاق به عنوان رونوشتی از سند رسمی، اعتبار قانونی بیشتری دارد و ادعای تردید و انکار تقریباً غیرممکن است.
۳. منبع صدور
مبایعه نامه توسط طرفین قرارداد صادر میشود، در حالی که بنچاق توسط دفاتر اسناد رسمی صادر میشود.
تفاوت بنچاق با سند مالکیت
تفاوت بین سند و بنچاق در واقع به تفاوت در قانونی بودن و اعتبار رسمی آنها برمیگردد. تفاوت بنچاق با سند عبارت است از:
۱. قانونی بودن
سند یک مدرک رسمی است که توسط مقامات قانونی (مانند دفترخانه یا اداره ثبت اسناد) تنظیم و تأیید میشود. این سند دارای اعتبار قانونی است و به عنوان مدرک معتبر برای ثبت و اثبات مالکیت استفاده میشود. بنابراین، اخذ سند میتواند مالکیت را به طور قانونی و رسمی ثابت کند. بنچاق از سوی دیگر، یک سند غیررسمی و غیرقانونی است که توسط طرفین معامله (مثلاً فروشنده و خریدار) یا فردی غیررسمی مانند ریش سفیدان تهیه میشود. این سند دارای ارزش قانونی نیست و توسط مقامات قانونی به عنوان مدرک معتبر قبول نمیشود.
۲. اعتبار رسمی
سند به عنوان یک مدرک رسمی دارای اعتبار قانونی است و میتواند به عنوان اثبات مالکیت در دادگاهها و امور قانونی مورد قبول قرار گیرد. این سند توسط مقامات ثبتی تنظیم و تأیید میشود و اطلاعات مربوط به مالکیت و معامله را به صورت رسمی ثبت میکند. از طرف دیگر بنچاق به تنهایی نمیتواند به عنوان مدرک قانونی و رسمی برای ثبت و اثبات مالکیت مورد قبول قرار گیرد.
۳. تاریخ قانونی
سند رسمی به تاریخ قانونی دارای اعتبار است و میتواند به عنوان مدرک معتبری برای تایید تاریخی معامله و مالکیت استفاده شود. تاریخ در سند رسمی توسط مقامات ثبتی تأیید ممیشود و قابلیت اطمینان بیشتری دارد. در بنچاق، تاریخی که درج میشود نمیتواند به عنوان مدرک قانونی قبول شود و ارزشی قانونی ندارد. زیرا بنچاق توسط مقامات قانونی تأیید نشده است و فقط توسط طرفین معامله یا افراد غیررسمی تهیه میشود.
۴. استفاده مداوم
یک بار که معامله رسمی شده و شما یک سند رسمی از خرید خود دریافت کردهاید، بنچاق دیگر اهمیتی ندارد و میتوانید آن را دور بیندازید. اما سند رسمی برای مدت طولانی قابل استفاده است و میتوانید آن را برای انتقال مالکیت، اثبات مالکیت در صورت نیاز و سایر امور قانونی استفاده کنید.
به طور خلاصه، تفاوت بنچاق با سند در قانونی بودن و اعتبار رسمی آنها است. سند یک مدرک رسمی، قانونی و با اعتبار است که توسط مقامات قانونی تنظیم و تأیید میشود و اثبات مالکیت رسمی را فراهم میکند. بنچاق به عنوان یک سند غیررسمی و غیرقانونی، اعتبار قانونی ندارد و توسط مقامات قانونی قبول نمیشود.
در ادامه مطلب بخوانید: آیا میتوان بنچاق را به سند تبدیل کرد؟،اثبات مالکیت اصلاحات ارضی و سوالات متداول و...
آشنایی اجمالی با وکالت محضری و برخی کلمات کلیدی آن
تعریف وکالت
وکالت عقدی است که به موجب آن شخصی دیگری را در امر یا اموری نایب خود قرار میدهد تا به جای وی آن امر یا امور را انجام دهد. وکالت یکی از عقود جایز محسوب میشود یعنی هر یک از طرفین هر وقت که بخواهد میتواند عقد را بر هم بزند. به عبارت دیگر در وکالت محضری وکیل میتواند از وکالت استعفاء دهد و موکل میتواند وکیل را عزل کند.
ضرورت ثبت محضری عقد وکالت
برای اینکه عقد وکالت در ادارات مورد قبول باشد باید در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم شود و استثنائاً وکالت نامه عادی وکلای دادگستری که دفترخانه تنظیم نشده و رسمیت ندارد به حکم قانون در محاکم پذیرفته میشود. باید دانست وکالت نامه عادی وکلای دادگستری که خود وکلا با مردم منعقد میکنند جزء اسناد عادی بوده و در ادارات (به جز مراجع قضایی و دوایر اجرای ثبت) مورد قبول نیست و باید این وکالت در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم شود تا مورد قبول واقع گردد؛ مثلاً وکیل دادگستری نمیتواند در وکالتنامه تنظیمی خود مراجعه به شهرداری و اداره آب و انجام کارهای اداری ملک نظیر دریافت پایان کار ساختمانی و انشعاب آب و … را قید کند.
عدم نیاز به حضور وکیل در دفترخانه برای تنظیم وکالت نامه
باید بدانید با وجود اینکه وکالت از عقود محسوب میشود و نیازمند ایجاب و قبول است اصولاً برای تنظیم وکالت در دفاتر اسناد رسمی مطابق قانون نیازی به حضور وکیل نیست و صرف حضور موکل برای تنظیم عقد وکالت کافی است.
نحوه استعفاء وکیل
در قانون برای استعفای وکیل طریقه خاصی پیشبینی نشده است و همین که وکیل از عمل مورد وکالت استعفاء دهد عقد وکالت از بین میرود.
نحوه استعفاء وکیل در دفترخانه
در صورتی که وکیل بخواهد از وکالت رسمی استعفاء دهد میتواند به دفترخانه تنظیم کننده سند یا هر دفترخانه دیگری مراجعه نموده و از وکالت داده شده به خود استعفاء دهد.
جمله «حق توکیل به غیر دارد» یعنی چه؟
ممکن است شما هم وقتی به دفترخانه جهت اعطا یا گرفتن وکالت مراجعه نموده باشید با جملهای به این صورت روبرو شوید: «وکیل حق توکیل به غیر دارد» در صورتی که وکیل حق توکیل داشته باشد میتواند به دیگری به وکالت بدهد یا آن را تفویض کند. اما اگر وکیل حق توکیل به غیر نداشته باشد امکان وکالت دادن یا تفویض آن را ندارد. در کل بسته به اراده موکل دارد که میخواهد اختیار وکیل را توسعه دهد یا محدود کند. اما اصولاً در مواردی که خرید و فروشی در بین بوده و وکالت فروش به خریدار داده میشود وکیل حق توکیل به غیر دارد و همچنین موکل هم حق عزل را از خود سلب و ساقط مینماید.
نحوه عزل وکیل
در صورتی که موکل (وکالت دهنده) بخواهد وکیل را عزل کند طبق قانون عزل باید به اطلاع وکیل رسیده باشد تا مؤثر باشد و با وجود اینکه وکیل عزل شده اگر قبل از اطلاع یافتن از عزل عمل وکالت داده شده را انجام دهد عمل وکیل صحیح است و موکل حق اعتراض ندارد. به عنوان مثال علی به احمد وکالت میدهد دوچرخه او را بفروشد و بعداً پشیمان میشود و احمد را عزل میکند اما این عزل را به احمد نمیگوید و احمد دوچرخه را به رضا میفروشد فروش دوچرخه در این فرض صحیح بوده و علی نمیتواند اعتراضی در این خصوص داشته باشد.
باید به این نکته توجه داشت که اطلاع رسانی به وکیل طریقیت دارد یعنی قانونگذار طریقه خاصی برای اطلاع دادن به وکیل پیشبینی ننموده است و به هر طریق ممکن که وکیل از عزل خود اطلاع پیدا کند عقد وکالت فسخ میگردد.
نحوه عزل وکیل در دفترخانه
در صورتی که در وکالت محضری موکل حق عزل وکیل را داشته باشد میتواند به هر یک از دفاتر اسناد رسمی مراجعه نموده و وکیل را عزل کند. دفترخانه هم بعد از تنظیم سند برای وکیل اخطاریه تنظیم نموده و به آدرس مندرج در سند جهت اطلاع یافتن وکیل از عزل پست میکند. البته در صورتی که خود وکیل هم در دفترخانه حاضر باشد اخطاریه تنظیم نمیشود و با امضاء و اثر انگشت گرفتن از موکل و وکیل وکالت فسخ میشود.
نکته جالب توجه اینکه به محض اینکه وکیل عزل شود و مورد وکالت انجام یک کار محضری در دفترخانه باشد حتی اگر این عزل به اطلاع او نرسیده باشد در هیچ دفترخانهای وکیل اختیار انجام هیچ کاری را نخواهد داشت چون این عزل در سامانه سازمان ثبت اسناد و املاک ثبت میشود و دفترخانهایکه وکیل به آن مراجعه نموده با اصالت سنجی وکالت متوجه عزل وکیل شده و نسبت به آن وکالت اقدامی نمیکند.
وکالت بلاعزل چیست؟ و آثار آن کدام است؟
هر شخصی که به دفترخانه برای وکالت مراجعه کرده باشد ممکن است با این جمله روبرو شده باشد که «ضمن عقد خارج لازم موکل حق عزل را از خود سلب و ساقط نمود» در این صورت وکالت بلاعزل است. اگر بخواهیم تعریفی ساده از وکالت بلاعزل ارائه کنیم میتوان گفت: «وکالت بلاعزل یعنی اینکه موکل حق عزل وکیل را نداشته باشد و در واقع این حق را از خود سلب و ساقط نموده باشد.» اصولاً وکالت بلاعزل در مواردی داده میشود که بین طرفین معامله خرید و فروشی صورت گرفته و وکالت محضری هم بین طرفین داده میشود. در هر صورت قابلیت عزل وکیلبه اراده و خواست موکل بستگی دارد و اوست که تصمیم میگیرد امکان عزل وکیل باشد یا نباشد.
نکته اول: اگر وکالت محضری به صورت بلاعزل تنظیم شده باشد و طرفین وکالت از وکالت داده شده پشیمان شوند تنها راه برای فسخ وکالت مراجعه به دفترخانه و تنظیم سند استعفای وکیل است.
نکته دوم: حتی اگر وکالت به صورت بلاعزل تنظیم شده باشد از آن جایی که وکالت جزء عقود جایز است به فوت، جنون و سفه (در مواردی که رشد معتبر است) یکی از طرفین منفسخ میشود و به زبان ساده از بین میرود.
بسیار پیش امده که مالکین به دلایل و انگیزههای متفاوت تمایل دارند ملک خود را به غیر منتقل کنند و لیکن بنا به هر دلیلی مایل نیستند که ارتباطشان با مال مورد انتقال به طور کلی قطع گردد.
شارع و قانونگذار برای این امر چاره اندیشیده یک گونه از اسنادی که در این زمینه در دفتر اسناد رسمی تنظیم میشود و بسیار کاربردی و کارآمد است سند صلح عمری است. در این عقد با وجود انتقال مالکیت به متصالح همچنان مصالح حق استفاده و انتفاع از مال مورد صلح را مادامی که در قید حیات است؛ دارد!
حق مصالح حتی با انتقال مال به غیر ، از سوی متصالح اسقاط نمیگردد و همچنان حق مصالح به قوت خود باقی است. صلح عمری از اقسام عقد صلح میباشد که شریعت اسلام بر آن صحه گذاشته است.
قصد نگارنده از این مطلب، بحث مالیات نقل و انتقال قرارداد صلح عمری و زمان تعلق مالیات و نحوه و میزان پرداخت آن است که در ادامه مورد بحث و رسیدگی قرار خواهد گرفت.
تعریف صلح عمری:
صلح عمری عقدی است که مصالح (مالک مورد صلح و شخص صلح کننده) مال معینی را به شخص متصالح صلح مینماید که عمدتا به دو صورت با خیار حق فسخ و بدون خیار حق فسخ میباشد.
الف: صلح عمری با خیار حق فسخ:
مصالح هر زمان که اراده نماید میتواند مورد صلح را فسخ نماید و اراده یک طرفه مصالح برای فسخ کافی میباشد.
ب؛ صلح عمری بدون خیار حق فسخ:
با توجه به مندرجات سند رسمی عقد صرفا “با اراده طرفین مصالح و متصالح اقاله و فسخ میگرددو بدون توافق امکان فسخ سند نیست .
مصالح سند صلح عمری حق انتفاع و استفاده از منافع مورد صلح را تا زمان معینی (مثلا تا زمان حیات خود و یا پنجاه سال برای خود محفوظ داشته و پس از پایان زمان، متصالح به تبع عین مالک منافع میگردد. البته پیرامون مسائل حقوقی عقد صلح عمری مطالب بسیاری میباشد که هدف صحبت ما در این موضوع نبوده و بیشتر به مبحث اصلی این نوشتار یعنی نحوه محاسبه و میزان مالیات متعلقه میپردازیم.
قوانین و مستندات پیرامون مالیات و نحوه محاسبه آن در قرارداد صلح عمری
الف) مطابق ماده ۶۳ قانون مالیاتهای مستقیم
«نقل و انتقال قطعی املاکی که به صورتی غیر از عقد بیع انجام میشود به استثنای نقل و انتقال بلاعوض که طبق مقررات مربوط مشمول مالیات است، مشمول مالیات نقل و انتقال قطعی املاک برابر مقررات این فصل خواهد بود و چنانچه عوضین، هر دو ملک باشند هریک از متعاملین به ترتیب فوق مالیات نقل و انتقال قطعی مربوط به ملک واگذاری خود را پرداخت خواهند نمود.»
قانونگذار در این ماده قانونی از نقل و انتقال قطعی املاکی به غیر از عقد بیع سخن به میان آورده است و سازمان امور مالیاتی به منظور تبیین و روشن نمودن هر چه بهتر مفهوم آن برای ادارات تابعه اقدام به صدور بخشنامهای به شماره ۱۳۵۳۰ مورخ ۱۳۸۴/۰۷/۲۷ نمود. طبق این بخشنامه «منظور از نقل و انتقال قطعی املاک به صورتی غیر از عقد بیع، عقودی از قبیل صلح، هبه و معاوضه میباشند.
چنانچه صلح و هبه بصورت معوض باشد، انتقال دهنده ملک برابر ماده ۵۹ مشمول مالیات خواهد بود و اگر بلاعوض باشد، انتقال گیرنده مشمول مالیات بر درآمد اتفاقی طبق مقررات فصل ششم-باب سوم قانون مالیاتهای مستقیم شناخته میشود. یادآوری مینماید که قید مال الصلح تقریباً بیارزش (مانند یک سیر نبات یا یک سیر نمک که بنا به شیوههای مرسوم به منظور تکمیل ارکان معامله در اسناد قید میشود) در اسناد به منزله پرداخت عوض نبوده و اینگونه عقود به عنوان بلاعوض تلقی خواهند شد.»
ب) مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ و ۱۳۱ قانون مالیاتهای مستقیم
همانطور که گفته شد مطابق ماده ۶۳ قانون مالیاتهای مستقیم و بخشنامه اخیر، قانونگذار تأکید نموده که نقل و انتقال املاک که به صورتی غیر از عقد بیع انجام میشود به استثنای نقل و انتقال بلاعوض که طبق مقررات مربوط، مشمول مالیات است و قید مال الصلح تقریبا بی ارزش (مانند یک سیر نبات موهوب تهاتر شده بعد العقد یا یک سیر نمک که بنا به شیوههای مرسوم به منظور تکمیل ارکان معامله در اسناد قید میشود) در اسناد به منزله پرداخت عوض نبوده و این گونه عقود به عنوان بلاعوض تلقی خواهند شد که به همین دلیل باید به فصل ششم-باب سوم قانون مالیاتهای مستقیم رجوع نموده تا به نحوهی تشخیص و وصول مالیات در اسناد صلح عمری بپردازیم.
این مواد عبارت اند از:
ماده ۱۱۹ : درآمد نقدی و یا غیر نقدی که شخص حقیقی یا حقوقی به صورت بلاعوض، یا از طریق معاملات محاباتی، یا به عنوان جایزه و یا هر عنوان دیگر از این قبیل تحصیل مینماید مشمول مالیات اتفاقی به نرخ مقرر در ماده (۱۳۱ ) این قانون خواهد بود.
ماده ۱۳۱ : نرخ مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی به استثنای مواردی که طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانهای باشد؛ به شرح زیر است:
۱- تا میزان پانصد میلیون (۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ پانزده درصد (۱۵%)
۲- نسبت به مازاد پانصد میلیون (۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال تا میزان یک میلیارد (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ بیست درصد (۲۰%)
۳- نسبت به مازاد یک میلیارد (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ بیست و پنج درصد (۲۵%)
قانونگذار در خصوص اینکه مالیات بر درآمدِ اتفاقی تا چه حد باشد اقدام به تبیین نموده و در ماده ۱۲۰ تکلیف آن را مشخص نموده است. طبق این ماده «درآمد مشمول مالیات موضوع این فصل عبارت است از صد درصد درآمد حاصله و در صورتی که غیرنقدی باشد، به بهای روز تحقق درآمد طبق مقررات این قانون تقویم میشود مگر در مورد املاکی که در اجرای مفاد ماده (۶۴) این قانون برای آنها ارزش معاملاتی تعیین شده است که در این صورت ارزش معاملاتی مأخذ محاسبه مالیات قرار خواهد گرفت.
تبصره ـ در مورد صلح معوض و هبه معوض به استثنای مواردی که مشمول ماده (۶۳) این قانون میباشد درآمد مشمول مالیات موضوع این فصل عبارت خواهد بود از مابهالتفاوت ارزش عوضین که براساس مقررات این ماده تعیین میشود نسبت به طرف معاملهای که از آن منتفع شده است.»
نکته مهم ماده ۱۲۰ این موضوع می باشد که در مواردی که صلح معوض باشد ، درآمد مشمول مالیات موضوع این فصل عبارت خواهد بود از ما به التفاوت ارزش عوضین نسبت به طرف معامله ای که از آن منتفع شده است لذا متصالحین باید به این نکته توجه کنند که اگر صلح معوض می باشد ، ثمن یا معوض خود را در برابر مورد صلح اعلام نمایند که اگر برابری نمود فقط مشمول مالیات نقل و انتقال شده و مالیات بر در آمد اتفاقی بر آن مترتب نمی باشد و در صورتی که عوضین برابری ننمود ، فقط نسبت به ما به التفاوت ارزش عوضین نسبت به طرف معامله ای که از آن منتفع شده است مشمول مالیات بر در آمد اتفاقی می شود.
در ادامه مطلب بخوانید:زمان تعلق مالیات بر صلح خیاری و صلح عمری و نتیجه گیری و...
حق طلاق، برخلاف تصور رایج، یک ابزار قانونی است که هدف اصلی آن ایجاد تعادل در حقوق زوجین و فراهم کردن زمینهای برای استفاده از حقوق انسانی زن در شرایط ضروری است. این که زنی بخواهد وکالت طلاق را داشته باشد، لزوماً به معنای قصد جدایی یا بیارزش شمردن بنیان خانواده نیست، بلکه به معنای تأمین یک پشتوانه حقوقی برای حفاظت از خود در شرایط بحرانی زندگی است.
وکالت طلاق را میتوان به نوعی مانند بیمه یا یک ابزار امنیتی در نظر گرفت. همانطور که داشتن بیمه به این معنا نیست که حتماً قرار است حادثهای رخ دهد، داشتن وکالت طلاق نیز به این معنا نیست که زن حتماً قصد جدایی دارد. بلکه این وکالت به زن این امکان را میدهد که در صورت مواجهه با مشکلاتی جدی، مثل سوءرفتار، عدم مسئولیتپذیری مرد، یا شرایطی که ادامه زندگی مشترک را غیرممکن میکند، بتواند با اختیاراتی برابر، برای حفظ کرامت و امنیت خود اقدام کند.
نگاهی مثبت به وکالت طلاق
در جامعهای که همچنان برخی ساختارهای قانونی و عرفی ممکن است برای زنان محدودیتهایی ایجاد کند، وکالت طلاق میتواند نوعی حق انتخاب و قدرت تصمیمگیری باشد. این حق نه تنها باعث تضعیف خانواده نمیشود، بلکه میتواند احساس امنیت روانی بیشتری را در زن ایجاد کند. زنی که میداند در مواقع بحرانی، توانایی تصمیمگیری و اقدام برای حفاظت از خود را دارد، با اعتماد بیشتری وارد زندگی مشترک میشود.
طلاق یکی از مهمترین موضوعات حقوقی در زندگی مشترک است که در شرایط خاص میتواند پایاندهنده یک زندگی زناشویی باشد. در ایران، قوانین مربوط به طلاق تحت تأثیر مبانی شرعی و عرفی تنظیم شدهاند و برای هر یک از زوجین حقوق و تکالیفی تعیین شده است. در این مقاله تلاش میکنیم تا تمام جنبههای حق طلاق، از جمله حق طلاق مرد و دیگر موضوعات مرتبط را بررسی کنیم.
در ایران، به طور پیشفرض حق طلاق در اختیار مرد است، اما زن نیز میتواند تحت شرایط خاصی این حق را به دست آورد. وقتی گفته میشود زنی “حق طلاق دارد”، معمولاً به یکی از موارد زیر اشاره میشود:
۱. وکالت در طلاق
مرد میتواند به زن خود وکالت بدهد تا از جانب او برای طلاق اقدام کند. این وکالت معمولاً به صورت رسمی و از طریق دفترخانههای اسناد رسمی تنظیم میشود و در آن شرایط و محدوده وکالت مشخص میشود.
به عنوان مثال، مرد میتواند به زن اجازه دهد که در هر زمان و با هر دلیلی برای طلاق اقدام کند. این وکالت به این معناست که زن بهطور مستقل میتواند مراحل قانونی طلاق را پیگیری کند.
۲. شرط ضمن عقد
هنگام عقد نکاح، میتوان شروطی را در سند ازدواج ثبت کرد. یکی از این شروط، این است که مرد به زن وکالت در طلاق بدهد. اگر این شرط در سند ازدواج ثبت شود، زن میتواند در صورت نیاز به دادگاه مراجعه کرده و بدون نیاز به موافقت همسرش طلاق بگیرد.البته متاسفانه این شرط عملا در مراجع قضایی به جهت متعدد قابل استفاده نیست لذا توصیه میشود به صورت محضری در دفتر اسناد رسمی ثبت شود.
۳. شرایط خاص در قانون
قانون مدنی ایران مواردی را پیشبینی کرده که در آنها زن میتواند بدون داشتن وکالت از شوهر، برای طلاق اقدام کند. که اصطلاحا به ان موارد عسر و حرج گفته میشود به این معنی که ادامه زندگی مشترک برای زن به شدت دشوار یا غیرممکن شود.
طلاق چیست و چگونه انجام میشود؟
طلاق به معنای پایان قانونی یک رابطه زناشویی است که از طریق اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفاتر رسمی انجام میشود. در ایران، طلاق دو نوع طلاق وجود دارد که عمدتا طلاق به این دو صورت انجام میشود:
۱. طلاق رجعی: مرد در مدت عده (سه ماه) میتواند به زن رجوع کند و ازدواج بدون عقد مجدد ادامه پیدا کند.
۲. طلاق بائن: مرد حق رجوع ندارد و طلاق قطعی است (مانند طلاق زن یائسه یا طلاق خلع).
حق طلاق با کیست ؟
در نظام حقوقی ایران، حق طلاق بهصورت پیشفرض در اختیار مرد است. ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی تصریح میکند: ( مرد میتواند با رعایت شرایط قانونی، هر زمان که بخواهد همسر خود را طلاق دهد). همانطور که گفته شد اصطلاح حق طلاق برای زن به لحاظ حقوقی اصطلاحی صحیح حقوقی نمیباشد. در حقیقت آن چه تحت عنوان یکی از حق طلاق مطرح میشود اعطای وکالت در طلاق از جانب زوج به زوجه است.
بررسی حق طلاق در ایران
یکی از پرتکرارترین و چالش برانگیزترین مسائل حقوق خانواده بحث حق طلاق در قانون میباشد. در این خصوص لازم و ضروری است در قدم ابتدایی توجه داشته باشیم که اصطلاح حق طلاق زن اصطلاحی است که به لحاظ حقوقی کاملا” نادرست است. در واقع آنچه به لحاظ حقوقی صحیح میباشد، اعطای وکالت از جانب زوج به زوجه است.
وکالت طلاق که در میان عموم مردم و عرف جامعه تحت عنوان اصطلاح اشتباه حق طلاق زن، مورد استفاده قرار میگیرد یکی از مهمترین چالشهای بانوان است و اعطای آن از جانب زوج به زوجه میتواند جبران بسیاری از حقوق نقض شده بانوان باشد.
حق طلاق برای مرد
مطابق با قانون مدنی، طلاق حق مرد است و زوجه تنها تحت شرایط خاصی مانند اثبات عسر و حرج خود در دادگاه، اعتیاد شوهر یا عدم پرداخت نفقه به زوجه که موارد آن به تفصیل در قانون حمایت خانواده بیان شده است، از حق طلاق برخوردار است.
شرایط و محدودیتها
مرد برای طلاق دادن زن، باید حقوق مالی او مانند مهریه، نفقه، اجرتالمثل و سایر حقوق مالی را پرداخت کند. مراجعه به دادگاه و دریافت گواهی عدم امکان سازش الزامی است. طلاق بدون دلیل موجه از سوی مرد ممکن است با مخالفت دادگاه مواجه شود، خصوصاً اگر زن حقوق مالی خود را مطالبه کند.
مطابق با قانون با اعطای وکالت در طلاق از جانب زوج به زوجه، حق طلاق مرد ساقط نمیشود و زوجه تنها به عنوان وکیل زوج در طلاق میتواند برای طرح دعوای طلاق اقدام کند. تنظیم وکالتنامه طلاق نیازمند رعایت تشریفات خاص و دقت نظر به مسائل لازم و ضروری است که در این نوشتار سایت اسناد رسمی 136 استان بوشهر قصد داریم تا شما را با مقررات قانونی ناظر بر وکالت در طلاق و نحوه تنظیم وکالتنامه طلاق و نکات مهم قانونی بیشتر آشنا کنیم.
مهریه در قانون به عنوان یکی از حقوق مالی مهم بانوان در عقد نکاح شناخته میشود.بر اساس قانون مدنی زن مالک این حق قانونی خود است و در هر زمان که بخواهد میتواند این حق قانونی را از زوج مطالبه کند یا در خصوص بخشیدن مهریه اقدام نماید. البته توجه به نوع مهریه از حیث قانونی و این که مهریه عندالمطالبه باشد یا عندالاستطاعه آثار مهمی خواهد داشت. به طور کلی اگر چه در عرف جامعه ما بسیار پیش آمده است که با تعیین مهریههای سنگین این تصور وجود دارد که مهریه میتواند پشتوانه و به نوعی تضمین کننده خوشبختی زندگی آینده زوجه باشد اما نمیتوان به طور کلی چنین تصوری داشت.
در جامعه امروزی که متاسفانه حقوق بانوان، محترم شمرده نمیشود و بر خلاف سایر عقود که طرفین از حق مساوی برخوردارند و امکان اقاله و برهم زدن یک عقد با تراضی طرفین وجود دارد، در عقد نکاح این گونه نیست و تنها زوج از حق طلاق برخوردار است لذا تعیین مهریه در جامعه امروزی شاید بتواند یک ابزار مهم قانونی جهت احقاق حقوق زن باشد البته مطالبه مهریه نیز با وضع قوانین و قواعد متعدد در رویه قضایی محاکم و دادگاهها دارای پیچیدگیهایی خاصی است مثلا با درخواست اعسار زوج و تقسیط مهریه عملا این حق قانونی نیز با مشکلات بسیاری جهت مطالبه و وصول آن مواجه است.
با این حال؛ بسیاری از زوجین با توافق یکدیگر و با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی تصمیم میگیرند تا زوجه مهریه خود را به زوج ببخشد یا در اصطلاح حقوقی مهریه خود را به زوج بذل نماید. اصولا بذل مهریه در مقابل دریافت حقوق دیگری به نفع زوجه انجام میشود. برای مثال در طلاق توافقی که از اقسام طلاقهای خلعی است بسیار شاهد این امر هستیم که زوجه با بذل بخشی از مهریه خود در خصوص طلاق یا بخشیدن مهریه در قبال طلاق با زوج به توافق میرسند. البته باید توجه داشت بخشش و بذل مهریه تنها در مواردی چون طلاق توافقی مصداق ندارد بلکه هر یک از زوجین ممکن است این تصمیم را بگیرند.
در این حالت است که بحث چگونگی تشریفات و مراحل بخشیدن مهریه در محضر در دفترخانههای اسناد رسمی پیش میآید. در خصوص بذل و بخشش مهریه لازم است تا بانوان محترم توجه داشته باشند که در صورتی که قصد بذل یا بخشش مهریه را دارند بایستی حتما در ازای بخشش مهریه حقوقی متعادل با آن را از زوج طلب کنند برای مثال میتوان به اعطای وکالت در طلاق به زوجه در ازای مهریه توجه کرد. هر چند این امر نیز همیشه نمیتواند مفید و موثر واقع شود و مشورت با افراد آگاه و با تجربه میتواند بسیار کمک کننده باشد.
اگرچه بخشش مهریه به عنوان یک توافق محترم میان طرفین در سند عادی نیز معتبر است اما تنظیم سند عادی بخشش مهریه با مشکلاتی مواجه خواهد شد و ممکن است اثبات آن بعدها شما را با مشکلاتی مواجه سازد. لذا به این جهت است که تنظیم سند رسمی بخشیدن مهریه به دلیل مزایای مترتب بر آن اهمیت خاص و ویژه مییابد. لذا در ادامه این مقاله به بررسی شرایط و تشریفات ناظر بر بخشیدن مهریه محضری و انواع سند تنظیمی آن خواهیم پرداخت.
تنظیم سند رسمی، تضمین حقوق شما
بخشش مهریه
بر اساس مواد قانون مدنی و مطابق با ماده ۱۰۸۲ این قانون؛ پس از عقد نکاح زن بلافاصله مالک مهریه میشود و حق هر گونه تصرفی در مهریه را خواهد داشت و بنابراین زن میتواند از این حق مالی خود صرف نظر کند و آن را نادیده بگیرد یا بخواهد تمام آن یا بخشی از مهریه را به همسرش ببخشد. منظور از بخشیدن مهریه نیز آن است که زوجه ضمن یک سند عادی یا رسمی بخواهد مهریه خود را به زوج ببخشد و به این عمل در اصطلاح حقوقی بخشش مهریه یا بذل مهریه گفته میشود.
همانطور که گفته شد مهریه یک حق مالی مهم برای زوجه است و علی رغم مشکلات و چالشهای مطالبه و وصول آن، در هر حال در موارد بسیاری مانند زمانی که زوج فوت میکند وجود مهریه میتواند تا حد زیادی از تضییع حقوق زوجه توسط ورثه جلوگیری کند.
برای روشن تر شدن این بحث لازم است توجه داشته باشید که بر اساس قانون سهم الارث زوجه در صورت داشتن فرزند یک هشتم بهای عرصه و اعیان را به ارث می برد و در خصوص اعیانی زوجه تنها از قیمت ابنیه و اشجار ارث میبرد. برای مثال اگر باغی در منطقه ای دارای ارزش میلیاردی باشد، زوجه طبق قانون از اصل ماترک (باغ ) ارث نمیبرد بلکه تنها از قیمت آن ارث میبرد، در این حالت اگر مهریه بخشیده شود زوجه باید تنها به یک هشتم قیمت اعیانی بسنده کند که بسیار ناچیز است در حالی که در صورت وجود مهریه، ابتدا مهریه خانم پرداخت میشود و پس از آن ارث تقسیم میشود بنابراین مهریه میتواند کمک کننده باشد.
اما در هر حال بخشش مهریه اگر همراه با مطالبه حق و حقوق متعادل از زوج باشد میتواند مفید فایده و موثر باشد. توجه داشته باشید که بخشیدن مهریه یا بذل مهریه به سادگی امکان پذیر نیست و در خصوص بذل مهریه به صورت شفاهی یا با سند عادی اگر چه در قانون منعی دیده نمیشود اما از حیث قابلیت اثبات بخشش مهریه با تنظیم سند رسمی مزایای خاص خود را دارد.
انواع سند بخشیدن مهریه
به طور کلی در خصوص بخشش مهریه و تنظیم سند آن در دفاتر اسناد رسمی سه روش کلی وجود دارد. به بیان بهتر بخشش مهریه در دفاتر اسناد رسمی در قالب سه سند زیر ممکن است تنظیم شود:
ابراء ذمه زوج
در این حالت زن ذمه زوج را از پرداخت مهریه بری میکند که در اصطلاح حقوقی به آن ابراء گفته میشود.بخشیدن مهریه در دفاتر اسناد رسمی در قالب ابراء سند بسیار مناسبی است اما این مشکل بزرگ را دارد که حتی پس از توافق دوباره زوجین مبنی بر پرداخت مجدد مهریه امکان رجوع وجود ندارد.
مصالحه
بر اساس قانون مدنی عقد صلح یکی از عقود مهم میباشد که اصولا اشخاص با توسل و بهره جویی از قالب عقد صلح میتوانند آثار حقوقی دلخواه خود را در صورتی که خلاف نظم و اخلاق حسنه نباشد بر آن بار کنند. بنابراین امکان بخشش مهریه در دفاتر اسناد رسمی با استفاده از قالب عقد صلح نیز وجود دارد. این عقد صلح امکان دارد به صورت صلح معوض واقع شود و در این صورت امکان رجوع زن از بخشش مهریه وجود ندارد. در هر حال بهره گیری از عقد صلح برای بخشش مهریه نیازمند توجه و دقت نظر لازم است که دفاتر اسناد رسمی میتوانند در این خصوص شما را یاری کنند.و مزیت بسیار مهم آن بر سایر روش های بخشش مهریه امکان اقاله اسناد صلح می باشد بدین معنی که در صورت توافق طرفین این امر ممکن می باشد که که زوج و زوجه در دفتر اسناد رسمی حاضر و اقدام به اقاله سند صلح نموده که در این صورت مهریه برای زوجه مجدد برقرار میشود و البته برای اقاله سند حضور زوجین و توافق ایشان الزامی است.
هبه مهریه
هبه در اصطلاح به معنای بخشش و هدیه دادن است. زوجه میتواند برای بخشیدن مهریه خود از این سند بهره گیرد.امتیاز هبه مهریه آن است که تحت شرایطی قابل رجوع میباشد.
بخشیدن مهریه در قالب بذل
در این حالت بخشش مهریه در دفاتر اسناد رسمی با بذل تمام یا بخشی از مهریه همراه است. در این روش نیز زوجه پس از بخشش مهریه امکان رجوع ندارد اما در رویه قضایی دیده شده است که مراجع قضایی به ابطال این موارد نیز حکم داده اند.
باید توجه داشت که بهره گیری از هر یک از عقود و اسناد گفته شده در خصوص بخشیدن مهریه یا بذل مهریه آثار حقوقی خاص خود را خواهد داشت. یکی از آثار مهم این امر در بحث رجوع از بخشش مهریه توسط زوجه است که در برخی از موارد امکان و تحت شرایط خاصی امکان پذیر است.
در ادامه مطلب بخوانید:مراحل بخشش مهریه/اقرار به وصول مهریه/مدارک لازم برای بخشیدن مهریه و...
صلح عمری یکی از اسناد بسیار کاربردی در دفاتر اسناد رسمی می باشد که میتواند در جهت رفع نیاز متعاملین بخصوص برای تصمیم گیری در انتقال مالکیت اموال پس از فوت چاره ساز باشد .این سند گاها جهت انتقال اموال به فرزندان یا همسر استفاده میشود با حفظ منافع برای فروشنده یا مصالح و همیشه این سوال مطرح شده که آیا در صلح عمری سند منتقل میشود؟ در این نوشتار به این موضوع می پردازیم .
صلح عمری چیست؟
یکی از قراردادهای بسیار مهم و کاربردی در انتقالات املاک مابین خویشاوندان مثل پدر – فرزند و یا زوجین … صلح عمری است. این قرارداد با وجود فواید و مزایای بسیار هنوز متاسفانه مورد استقبال عموم مردم به علت عدم آشنایی با آن قرار نگرفته است.
در این نوشتار قصد داریم مسائل کلیدی و مزایای صلح عمری را مورد بررسی قرار دهیم. صلح عمری عقدی است که به موجب آن فرد مال خود را به دیگری انتقال میدهد اما شرط میشود تا زمانی که مصالح در قید حیات است حق استفاده و انتفاع از مال مورد مصالحه با خودش یا شخص مورد نظر وی باشد;به عنوان نمونه پدری قصد دارد قبل از مرگ تکلیف اموال خود رو مشخص کند و ملکش را به یکی از دخترانش انتقال بدهد اما تا زمان حیات میخواهد حق استفاده از ملک با خودش باشد.
گاه مشکلات اداری مانند انحصار وراثت تحریر و مهر و موم ترکه و تقسیم ترکه و پرداخت مالیات بر ارث دلیلی می شود برای تعیین تکلیف اموال قبل از فوت و گاه نگرانی از رعایت عدالت در تقسیم اموال موجب می شود که مردم قبل از فوت خود با تنظیم اسناد مناسب مانند صلح عمری یا وصیت در زمینه اموالشان تعیین تکلیف کنند.
سند صلح عمری هم تقریباً شبیه همان نقل و انتقال قطعی است اما با این تفاوت که مصالح صلح کننده (فروشنده) حق استفاده از آپارتمان خود را تا قبل از فوتش خواهد داشت و به محض فوتِ ایشان، ملک مذکور تماماً به متصالح (خریدار) انتقال خواهد یافت. بدون آنکه به سایر ورثه منتقل شود، مالک آن مال فرزند یا شخص مورد نظر خواهد شد و این اموال، تابع مقررات ارث نخواهد بود.
حق فسخ در صلح عمری
صلح عمری میتواند با حق فسخ یا بدون حق فسخ برای انتقال دهنده تنظیم گردد اما توصیه میشود اگر این احتمال وجود دارد که در آینده از انتقال اموال به شخص متصالح بهر دلیلی پشیمان شوید در صلح عمری حتماً مصالح (انتقال دهنده) حق فسخ بلند مدت مثل ۵۰ سال یا بیشتر در سند تنظیمی برای خود مقرر کرده باشد
تا اگر از انتقال خودش پشیمان شد بتواند با حق فسخ خود، قرارداد را بر هم زده و مال را دوباره به خود برگرداند و به این طریق صلح عمری را بی اثر نماید. به بیان ساده انتقال دهنده مال را انتقال میدهد اما یک شمشیر در دست دارد که هر موقع اراده کند میتواند مال را دوباره به خود برگرداند.
هنگامی که مورد مصالحه املاک ثبت شده و یا در جریان ثبت باشد در صورتی اعتبار دارد که تراضی و صلح در دفاتر اسناد رسمی ثبت شود (ماده ۲۲ قانون ثبت)
بارها ارباب رجوع دفتر خواستار انتقال ملک به همسرشان شده اند ولیکن دغدغه این امر همچنان باقی بود که اگر همسرشان زودتر فوت کرد ملک جز ماترک خواهد بود و یا مشمول مالیات بر ارث شود سند صلح عمری به شرط فسخ می تواند این مشکل را حل نماید.
یکی از امتیازات سند صلح با خیار فسخ همین میباشد فرض کنید شخصی قصد صلح خانه خود را به همسرش دارد و از طرفی تا زمانی که در قید حیات هست نیاز به سکونت در آن منزل را دارد، در این حالت چنانچه شوهر خانه خود را به همسرش صلح عمری با خیار فسخ کند می تواند در آن منزل سکونت داشته باشد و اگر شوهر فوت کند، کل ملک پس از فوت ایشان به همسر وی منتقل خواهد شد و سایر ورثه از آن ارث نخواهند برد.
ولی اگر زن فوت کند، و همسرش ملک را بشرط آنکه حق فسخ داشته باشد (سند صلح عمری با حق فسخ) به همسرش صلح کرده باشد شوهر بعد از فوت همسر میتواند اقدام به فسخ سند صلح نماید در این صورت مالکیت ملک به حالت اولیه برگشته و ورثه زن نمیتوانند در این خصوص ادعای ارث نمایند.
مدارک لازم جهت تنظیم سند صلح عمری :
در هنگام مراجعه جهت تنظیم اسناد انتقال و صلح املاک غیر منقول داخل محدوده شهر شامل خانه ها و واحدهای مسکونی مدارک مورد نیاز شامل موارد زیر است. حتما هنگام مراجعه مدارک را همراه داشته باشید.
در وهله اول لازم هست اصل سند مالکیت جهت اخذ استعلام بند ز (عدم بازداشت ) از اداره ثبت املاک به دفتر اسناد رسمی ارائه شود.
بنچاق ابتیاعی اعم از سند قطعی یا تقسیم نامه البته اگر صدور سند باستناد ماده ۱۴۷ و ۱۴۸ بوده ارائه اصل سند الزامی نیست .
پایان کار یا (گواهی عدم خلاف در مدت اعتبار ششماهه ) و یا مدارک موضوع تبصره ۸ ماده ۱۰۰ قانون شهرداری و یا اخذ استعلام از شهرداری ((البته شایان ذکر است در صورت عدم ارایه پاسخ در مهلت ۲۰ روز از تاریخ ثبت استعلام میتوان به استناد قانون تسهیل نسبت به تنظیم سند اقدام نمود.))
مفاصای عوارض نوسازی البته در صورت توافق طرفین و تعهد متعاملین نسبت به آن باستناد قانون تسهیل الزامی نیست .
با عنایت به بخشنامه های صادره و ایین نامه اسناد رسمی متعاملین و متصالحین باید کاربری ثنا داشته باشند و تلفن همراه ثبت شده در سامانه ثنا را همراه داشته باشند .
آیا فسخ صلح عمری بدون وجود سند مالکیت امکان پذیر است؟
یکی از سوالات خواننده میتواند این باشد که شخصی ملکی را در دفترخانه با حق فسخ صلح عمری انتقال داده اما حالا که میخواهد قرارداد را فسخ کند دسترسی به سند مالکیت ندارد و یا انتقال گیرنده سند را به وی نمیدهد.
در این صورت آیا امکان تنظیم فسخ صلح عمری در دفترخانه وجود دارد؟ در این مورد باید گفت برای فسخ صلح عمری نیازی به استعلام ثبت و همچنین سند مالکیت نبوده و میشود قرارداد را با احراز حق فسخ مصالح فسخ نمود و سند انتقالی را باطل کرد. البته در این خصوص دفترخانه نیبت به احراز حق فسخ در مدت و رد مال الصلح بررسی خواهد نمود.
مدارک لازم جهت فسخ صلح عمری
باید دانست برای فسخ صلح عمری، مصالح باید مدارک زیر را داشته باشد:
۱- اصل بنچاق (سند صلح عمری تنظیم شده در دفترخانه اسناد رسمی) جهت احراز وجود حق فسخ
۲- مدارک هویتی مصالح.
۳-ارائه اصل سند الزامی نمی باشد در صورت دسترسی بدان مراتب فسخ در آن منعکس خواهد شد و در صورت عدم دسترسی دفترخانه مراتب فسخ را به اداره ثبت اطلاع رسانی خواهد کرد
۴- ارائه گواهی مالیاتی چنانچه از تنظیم سند شش ماه گذشته باشد الزامی به نظر می رسد
شما یک سند دفترچهای قدیمی دارید و تصمیم به دریافت سند کاداستر (تک برگ) گرفتهاید در وهله اول شما باید به یکی از دفاتر اسناد رسمی مراجعه نمایید تا پس از تکمیل فرم تقاضا و پاکت پستی و پرداخت هزینهها و ارایه مدارک، دفترخانه نسبت به ارسال تقاضای شما به اداره ثبت املاک اقدام نماید.
دفاتر اسناد رسمی همچون دفتر اسناد رسمی 136 استان بوشهر پس از بررسی مدارک و تکمیل ان، نسبت به ثبت تقاضا در سامانه پست اقدام و مدارک تحویل پست خواهد نمود.
اداره ثبت با بررسی سوابق و در صورت عدم وجود مشکلی پس از طی تشریفات سند مالکیت صادر مینماید و در پاکتی که شما تکمیل نموده بودید تحویل پست مینماید.
پس از طی این مراحل کار تکمیل و سند شما آماده است. سند شما از طریق مأمور پست به در خانه و به نشانی اعلام شده از سوی شما که به روی پاکت نوشته بودید ارسال میشود. سند تنها به مالک آن تحویل داده میشود مگر اینکه در زمان پر کردن فرم مربوطه در دفترخانه، اجازه تحویل سند به شخص دیگری را داده و ایشان را در فرم خود معرفی کرده باشید. اگر مأمور اداره پست موفق به تحویل سند در نشانی شما نشود، سند به اداره ثبت مرجوع خواهد شد و مالک باید برای دریافت آن به اداره ثبت املاک مراجعه کند.
البته تمام مراحل از لحظه تحویل مدارک شما به ادره پست و پس از آن وصول به اداره ثبت املاک تا زمان ارسال برای شما از طریق پیامک به شماره همراهی که شما در فرم تقاضای سند نوشته اید اطلاع رسانی میشود.
مدارکی که متقاضی (مالک یا مالکین یا وکیل قانونی ایشان) باید به همراه داشته باشند.
اصل سند مالیکت (اصل سند ارسال میشود)
اصل بنچاق ابتیاعی (کپی مطابقت داده میشود و صرفا کپی ارسال میشود)
اصل خلاصه معامله (در صورت عدم دسترسی به خلاصه معامله می توان به دفتر تنظیم کننده سند قطعی مراجعه و کپی مصدق سند را جایگزین نمود)
اصل شناسنامه و کارت ملی (کپی مطابقت داده میشود و صرفا کپی ارسال میشود)
آدرس و کدپستی ملک.
آدرس و کدپستی محلی که سند به آنجا ارسال خواهد شد.
اگر وکیل اقدام به تقاضای سند نموده کپی وکالتنامه نیز ارسال میشود.
حالت دوم شما یک ملک جدید خریدهاید و باید سند ان ملک به نام شما انتقال یابد در این صورت فروشنده ابتدا باید به یکی از دفاتر اسناد مراجعه کند. هنگام معامله یک ملک یا زمین با هر نوع کاربری که داشته باشد نخستین قدم بعد از توافقهای اولیه مراجعه به یکی از دفاتر ثبت اسناد رسمی است تا تشریفات ثبت معامله انجام شده و ملک به صورت رسمی به نام شما در دفتر اسناد منتقل شود.
قبل از پرداختن به مراحل دریافت سند تک برگی ابتدا شرح مختصری از تشریفات انتقال:
دفتر اسناد رسمی قبل از ثبت انتقال ملک به نام خریدار نسبت به اخذ استعلام از ثبت و دارایی اقدام مینماید
نخستین استعلام از اداره ثبت املاک میباشد:
این استعلام توسط دفترخانه و به صورت مکانیزه انجام میشود. پاسخ این استعلام حداقل دو روز زمان نیاز است. در این استعلام ادارات ثبت املاک پس از بررسی به دفاتر اسناد رسمی اعلام میکنند که ایا مالک شخص مدعی است و سند مالکیت در ید فروشنده اصالت دارد یا خیر و دوم انکه آیا این ملک بازداشت میباشد یا خیر، املاکی که در رهن بانکها هستند و یا از سوی دادگاه بازداشت شده باشند تا پیش از رفع بازداشت و فک رهن قابل انتقال نیستند. مسلما در این شرایط سند به خریدار منتقل نخواهد شد و باید ابتدا این موانع برطرف شود.
دومین استعلام تسویه حساب دارایی و اخذ گواهی ماده ۱۸۷ میباشد
جهت هرگونه انتقال باید بدهیهای ملک به دارایی تسویه گردد گواهی موضوع ماده ۱۸۷ قانون مالیاتها نشان میدهد که خانه یا ملک مورد معامله، مالیات خود را پرداخت کرده و بدهی به دارایی ندارد.
البته لازم به ذکر است در حال حاضر دفاتر اسناد رسمی در خصوص املاک مسکونی می توانند به صورت برخط مراحل و تشریفات این امر زمان بر و پر دردسر را انجام دهند.
گواهی بعدی هم که در مورد املاک در محدوده شهرها مورد نیاز هست، ارائه مفاصا حساب از شهرداری بابت مفاصا حساب نوسازی است. البته در این خصوص هم می توان از قانون تسهیل استفاده کنیم و بدون مفاصا حساب عوارض نوسازی ملک به خریدار منتقل شود البته به شرط توافق خریدار و فروشنده و قبول مسولیت تضامنی هر دو برای پرداخت هرگونه بدهی احتمالی.
یکی از مدارک مورد نیاز برای تنظیم سند املاک ساخته شده و دارای بنا، ارائه گواهی پایان کار شهرداری است
و البته این گواهی کاربری ملک را از حیث تجاری یا مسکونی یا اداری معین می کند املاک تجاری و صنعتی علاوه بر این دو گواهی، باید نامه سازمان تأمین اجتماعی مبنی بر تسویه حساب با این سازمان را هم هنگام خریدوفروش همراه داشته باشند.
و در نهایت انتقال سند
در دفتر خانه پس از اخذ استعلام ثبت و گواهیها و مفاصا حسابها و پس از حصول توافق دو طرف بر سر خرید و فروش ملک یا زمین مورد نظر خریدار ثمن معامله را پرداخت می کند و همه چیز برای انتقال مالکیت آماده است.
خریدار و فروشنده باید هر دو در دفترخانه حضور داشته باشند و مدارک هویتی خود را بیاورند. درصورتی که مالک یک ملک اشخاص حقوقی باشند شماره ثبت حقوقی آن و سایر مدارک برای انتقال سند مورد نیاز است. در این صورت باید صاحبان امضا شرکت نیز با مهرشرکت حاضر شوند.
پس از تکمیل مدارک خریدار و فروشنده سند انتقال را امضا می نمایند.
البته در اسناد صلح نیز همه این تشریفات باید رعایت شود.
دفتر خانه به صورت مکانیزه خلاصه ای از نقل وانتقال انجام شده را به اداره ثبت املاک ارسال میکند.
نقل وانتقال سند های دفترچه ای در داخل خود دفترچه نوشته میشوند و سند های تک برگی نیز در ظهر سند تک برگ (کاداستر ) مراتب انتقال نوشته می شود
بعد از انتقال حالا زمان تعویض سند مالکیت فرار رسیده در این زمان فرم تقاضای سند مالکیت و پاکت پستی ویژه ارسال سند از طرف خریدار تکمیل می شود و بهمراه سایر مدارک تحویل دفتراسناد رسمی میشود پس از پرداخت هزینهها از طرف خریدار دفترخانه در سامانه پست نسبت به ثبت نام اقدام و مدارک تحویل نماینده پست خواهد شد در نهایت اداره ثبت املاک مربوطه پس از طی تشریفات سند مالکیت صادر مینماید و در پاکتی که شما تکمیل نموده بودید تحویل پست مینماید.
مدارکی که متقاضی (مالک یا مالکین یا وکیل قانونی ایشان) باید به همراه داشته باشند.
اصل سند مالیکت (اصل سند ارسال میشود)
اصل بنچاق ابتیاعی (کپی مطابقت داده میشود و صرفا کپی ارسال میشود)
اصل خلاصه معامله (در صورت عدم دسترسی به خلاصه معامله می توان به دفتر تنظیم کننده سند قطعی مراجعه و کپی مصدق سند را جایگزین نمود)
اصل شناسنامه و کارت ملی (کپی مطابقت داده میشود و صرفا کپی ارسال میشود)
آدرس و کدپستی ملک.
آدرس و کدپستی محلی که سند به آنجا ارسال خواهد شد.
اگر وکیل اقدام به تقاضای سند نموده کپی وکالتنامه نیز ارسال میشود.
اداره ثبت با بررسی سوابق و در صورت عدم وجود مشکلی نسبت به صدور سند جدید اقدام مینماید
پس از طی این مراحل کار تکمیل و سند شما آماده است. سند شما از طریق مأمور پست به در خانه و به نشانی اعلام شده از سوی شما که به روی پاکت نوشته بودید ارسال میشود. سند تنها به مالک آن تحویل داده میشود مگر اینکه در زمان پر کردن فرم مربوطه در دفترخانه، اجازه تحویل سند به شخص دیگری را داده و آن را در فرم خود معرفی کرده باشید. اگر مأمور اداره پست موفق به تحویل سند در نشانی شما نشود، سند به اداره ثبت مرجوع خواهد شد و مالک باید برای دریافت آن به اداره ثبت مراجعه کند.
البته تمام مراحل از لحظه تحویل مدارک شما به ادره پست و پس از ان وصول به اداره ثبت املاک تا زمان ارسال برای شما از طریق پیامک به شماره همراهی که شما در فرم تقاضای سند نوشتهاید اطلاع رسانی میشود